نام کتاب : الفبای تدوین
نویسنده : روی تامپسون
مترجم : محمد گذرآبادی
عنوان : آنچه خوانده ام .
کتاب الفبای تدوین شامل سرفصل های ، واژگان و معانی ، نماها ، تدوین ، برش ، میکس یا همگدازی ، فید یا محوتدریجی ، انواع پنجگانه تدوین ، قواعد عمومی ، قواعد کاری می باشد و بطور اجمال در این مورد توضیح داده شده است که دراینجا به تعریف ساده تدوین و عناصر آن می پردازیم.
تدوین :
بطور ساده تدوین نوعی انتقال است میان دو نما ، این کار به یکی ازسه شگل 1- برش یا کات 2- میکس یا همگدازی 3- فید یا محوتدریجی انجام می شود.
عناصر تدوین :
هر تدوینی از تعدادی از عناصر تشگیل می شود . چگونگی تدوین به تعداد عناصر مورد استفاده و نحوه ی استفاده از آنها بستگی دارد. اینکه این عناصرتا چه حد درست یا نادرست به کار رفته اند و این که چقدر توی چشم می زنند یا نامشهودند. این عناصر عبارتند از :
1- انگیزه 2- اطلاعات 3- ترکیب بندی 4- صدا 5- زاویه دوربین 6- تداوم .
هدف : هدف
این کتاب آموزش تدوین ، خواه فیلم یا ویدیو در وهله اول برای مبتدیان و
نوآموزان تدوین می باشد. نویسنده با ایجاد پرسشی ، مبنی براینکه بین دو
نما تدوین خوبی انجام شود چه چیزهایی را باید یاد بگیرد ، محتویات این
کتاب را پاسخی به پرسش خود می داند . در حین مطالعه کتاب متوجه خواهیم شد
که به تدوینگران سفارش می شود که از برش کردن از چنین نمایی به چنان نما
بایست پرهیز کرد چون به کار تدوینگر لطمه می زند با توجه به تذکر نویسنده
پی می بریم که باید نمای خوبی داشته باشیم تا تدوینگر بتواند برش مطلوبی
بدست آورد، بنابراین اگر راش خوبی نداشته باشیم کاری از دست تدوینگر هم
نخواهد آمد لذا به همین منظورپیشنهاد میشود کسانی که در رشته فیلمسازی (
کارگردانی ) فعالیت دارند این کتاب را مورد مطالعه قراردهند تا با آموختن
از محتویات کتاب نماهای مورد دلخواه را به دست تدوینگران برسانند. علی
الحال مطا لعه این کتاب برای مبتدیان و حتی حرفه ایها مطلوب بنظر میرسد.





14 تیر
روزی که هیچ وقت فراموش
نمی کنم.
![]()
بعدا می گم چی شده...!
![]()
راستی روز پدر مبارک
بابا به قدر تمام کائنات دوست دارم![]()

وقتی اولین فیلم کوتاهم را ساختم؛ هیچ اطلاعی درباره ساز و کار جشنوارهها نداشتم. آن فیلم فقط در یک جشنواره داخلی شرکت کرد و دلیلش این بود که تهیهکننده فیلم، عضو هیات انتخاب بود! بعد از آن همیشه فکر میکردم باید جزوهای، مطلبی یا کتابی باشد که درباره نحوه شرکت در جشنوارهها توضیحات ابتدایی داده باشد. اما از آن جایی که چنین چیزی نیافتم؛ تصمیم گرفتم حالا که نسبت به شرکت در جشنوارهها آگاهی پیدا کردم، همان مطالبی را که زمانی محتاجش بودم مکتوب کنم.
اگر شما هم
مثل چند سال پیش من فیلمی ساختهاید اما نمیدانید چطور باید آن را در
جشنوارهها شرکت دهید؛ توصیه میکنم این راهنمای ساده را بخوانید.
مرحله اول از شرکت دادن فیلم در جشنوارهها
مطلع شدن از اسامی جشنوارههای پیش رو و مهلت ارسال آثار به آنهاست. برای
این منظور سایتهایی وجود دارد. برای مطلع شدن از فراخوان جشنوارههای
داخلی و خارجی به زبان فارسی سایت www.shortfilmnews.com
منبع خوبی است. هر چند روز یکبار سری به این سایت بزنید و اگر فراخوان
جدیدی اعلام شده بود آنرا از دست ندهید. یا فراخوان و قوانین جشنواره را
در خود سایت خواهید دید و یا لینک سایت رسمی جشنواره را میبینید و از
آنجا فرم ورودی و قوانین را دریافت میکنید.
دانستن زبان انگلیسی عاملی تعیینکننده برای پیدا کردن جشنوارهها و شرکت در آنها است. برخی سایتها مانند http://www.britfilms.com/festivals
تقریبا همه جشنوارهها را بر اساس حروف الفبای انگلیسی طبقهبندی
کردهاند. این گونه لیستها یک ضعف دارند، و آن این است که باید همهشان
را بخوانید و شخصا به طبقهبندیشان بپردازید و تاریخهای جشنوارههای پیش
رو را یادداشت کنید.
ادامه مطلب...
سلامت را نميخواهند پاسخ گفت،
سرها در گريبان است.
كسي سر برنيارد كرد پاسخ گفتن و ديدار ياران را.
نگه جز پيش پا را ديد، نتواند،
كه ره تاريك و لغزان است.
و گر دست محبت سوي كس يازي،
به اكراه آورد دست از بغل بيرون،
كه سرما سخت سوزان است.
نفس كز گرمگاه سينه ميآيد برون، ابري شود تاريك.
چو ديوار ايستد در پيش چشمانت.
نفس كاين است، پس ديگر چه داري چشم،
ز چشم دوستان دور يا نزديك؟
مسيحاي جوانمرد من! اي ترساي پير پيرهن چركين!
هوا بس ناجوانمردانه سرد است… آي …
دمت گرم و سرت خوش باد!
سلامم را تو پاسخگوي. در بگشاي!
منم من! ميهمان هر شبت. لوليوش مغموم.
منم من، سنگ تيپا خورده رنجور.
منم، دشنام پست آفرينش، نغمهء ناجور
نه از رومم، نه از زنگم. همان بيرنگ بيرنگم.
بيا بگشاي در، بگشاي، دلتنگم.
حريفا! ميزبانا! ميهمان سال و ماهت پشت در چون موج ميلرزد.
تگرگي نيست، مرگي نيست.
صدائي گر شنيدي، صحبت سرما و دندان است.
من امشب آمدستم وام بگذارم.
حسابت را كنار جام بگذارم.
چه ميگويي كه بيگه شد، سحر شد، بامداد آمد؟
فريبت ميدهد، بر آسمان اين سرخي بعد از سحرگه نيست.
حريفا! گوش سرما برده است اين، يادگار سيلي سرد زمستان است.
و قنديل سپهر تنگ ميدان، مرده يا زنده،
به تابوت ستبر ظلمت نه توي مرگ اندود پنهانست.
حريفا! رو چراغ باده را بفروز، شب با روز يكسان است.
سلامت را نميخواهند پاسخ گفت.
هوا دلگير، درها بسته، سرها در گريبان، دستها پنهان.
نفسها ابر، دلها خسته و غمگين،
درختان اسكلتهاي بلور آجين،
زمين دلمرده، سقف آسمان كوتاه،
غبار آلود مهر و ماه،
زمستان است.
خدایا خودت شاهد باش.
بدرقه احمدی نژاد در مسجد دانشگاه
صنعتی شریف
احمدی پس از سخنرانی سرتاسر دروغ خود در مقابل مسجد دانشگاه و ادای نماز
در مسجد دانشگاه در حیاط مسجد مورد استقبال دانشجویان واقعی دانشگاه قرار
گرفت.
خبرهایی که از دومین فیلم مستند مهندس میرحسین موسوی می رسد ، حاکی از فیلم متفاوتی است که بسیار تاثیر گذار خواهد بود و به قولی گل دقیقه 90 میرحسین موسوی را وارد دروازه حریف خواهد کرد.
به گزارش سرو،کارگردان فیلم ، احمدرضا درویش است که در ساخت فیلم های تبلیغاتی ریاست جمهوری سابقه ای خوب دارد و حضور او در ارائه فیلم های سید محمد خاتمی در دوم خرداد بخشی از سابقه اوست . این فیلمساز که در سال های اخیر با ساخت دوئل با شکوه ترین فیلم دفاع مقدس را عرضه کند ، اکنون مشغول ساخت فیلمی است درباره واقعه کربلا . برای درویش اما سرنوشت کشور آن قدر اهمیت داشته که مدتی کارش را کمرنگ کند تا به ساختن فیلمی درباره میرحسین موسوی بپردازد.
یک مقام آگاه در ستاد تبلیغاتی میرحسین موسوی می گوید که این فیلم از فیلم مستند اول کاملا متفاوت است و پیش بینی مان این است که بسیار تایثرگذار تر خواهد بود. این در حالی است که در میان فیلم های مستند به نمایش در آمده ، فیلم مجید مجیدی را می توان بهترین فیلم مستند نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری ارزیابی کرد ، زیرا این تنها فیلمی بود که نامزد انتخابات از خود تعریف نمی کرد و روحیه میرحسین موسوی به خوبی در آن نمود پیدا کرده بود.
طبق برخی اخبار در این فیلم حضور سید محمدخاتمی و زهرا رهنورد بیش تر خواهد بود ، اما این بدان معنا نیست که طیف مخاطب فیلم تغییر کند . فیلم برای مخاطب عام ساحته شده است و مدیران مربوطه در ستاد انتخاباتی میرحسین اطمینان دارند، این فیلم گل دقیقه 90 را وارد دروزاه حریف می کند و برنامه تلویزیونی مهندس موسوی در روز نوزدهم خرداد بازی را تمام خواهد کرد.
احمدرضا درویش ترجیح می دهد درباره فیلم هیچ چیزی نگوید و حتی به ما توصیه می کند که هیچ اطلاعاتی درباره فیلم منتشر نشود . او پاسخ ما و همه بینندگان را به شب 18 خرداد موکول می کند تا فیلم جوابمان را بدهد.

من به میر حسین موسی رای خواهم داد.
شما چه طور؟
آیت الله موسوی اردبیلی:
نمی شود به یک آدم خطا کار رای دهیم به این امید که درست کار شود.
![]()



بهمن طهماسبی پور--------------------------------------------- نویسنده، تصویر بردار، صداگذار
رضا عیسی پور کلخوران--------------------------------- دستیار کارگردان، طراح صحنه، برنامه ریز
توران قربانی صادق -------------------------------------------------------------------- بازیگر
مجتبی کشی زاده ----------------------------------------------------------------- مدیر تولید
یعقوب لطفی ---------------------------------------------------------------------- مدیر تولید
علی اصغر سرباز ----------------------------------------------------------------------- تدوین
سیما حیدروند ------------------------------------------------------------- دستیار تصویربردار
شهره احدی --------------------------------------------------------------- منشی صحنه، گریم
وحید نامور ------------------------------------------------------------------------- صدابردار
زینب قربانی فریاد --------------------------------------------------------------- اجرای صحنه
مهری طاهرزاده ----------------------------------------------------------------- اجرای صحنه
جواد محبی --------------------------------------------------- عکاس و تصویر بردار پشت صحنه
آرمین بیدقی ------------------------------------------------------------------ امور هماهنگی
رشید اسفندیاری ------------------------------------------------------------- امور حمل و نقل

بهمن طهماسبی پور
محل تصویر برداری:آسایشگاه معلولین

(از راست به چپ)
جواد محبی،بهمن طهماسبی پور، یعقوب لطفی
محل لتصویر برداری: خانه قدیمی خانم حمیدی

خودم، بهمن طهماسبی پور
محل تصویر برداری:آسایشگاه معلولین

به نظرم سخترین کار فیلم جایی بود که باید کنار اونا بودم. حالم بد جوری گرفت.

(از راست به چپ)
خانم قربانی،خودم،رضا عیسی پور
محل تصویر برداری: خانه قدیمی خانم حمیدی

بهمن طهماسبی پور،خودم،رضا عیسی پور
محل تصویر برداری: اتوبوس

وحید نامور،بهمن طهماسبی پور، خودم، خانم حیدروند،جواد محبی،رضا عیسی پور
محل تصویر برداری:مجتمع تفریحی شورابیل

محل تصویر برداری:مجتمع تفریحی شورابیل

یکی از پلان های فیلم
محل تصویر برداری:مجتمع تفریحی شورابیل

(از راست به چپ)
جواد محبی، بهمن طهماسبی پور، خودم، خانم موسوی (یکی از مسافران اتویوس) وحید نامور
محل تصویر برداری:مجتمع تفریحی شورابیل

رضا عیسی پور و خودم
محل تصویر برداری:مجتمع تفریحی شورابیل

خودم، امیر رضا (بازیگری که جلوی دوربین نرفت)، خانم حیدروند(در حال مذاکره با بازیگر که نشد....)
محل تصویر برداری: خانه قدیمی خانم حمیدی

خانم قربانی، جواد پارسایی
یکی از پلان های فیلم
محل تصویر برداری: خانه قدیمی خانم حمیدی

(از راست به چپ)
رضا عیسی پور، بهمن طهماسبی پور، خانم موسوی، وحید نامور، خودم
محل تصویر برداری:مجتمع تفریحی شورابیل

یکی از پلان های فیلم
محل تصویر برداری:مجتمع تفریحی شورابیل

(از راست به چپ)
خانم قربانی، خودم رضا عیسی پور، وحید نامور
محل تصویر برداری:مجتمع تفریحی شورابیل

وحید نامور،رضا عیسی پور، جواد محبی، رشید اسفندیاری، خودم، خانم قربانی، خانم احدی، خانم حیدروند، خانم موسوی، بهمن طهماسبی،یعقوب لطفی
این عکس به خاطره پیوست
باید رفت
اینجا آرامگاه مسافران عشق نخواهد بود
و
شما خاک خویش را به جای دیگر بنا کرده اید.![]()
سالهاست که درونم را از همه پنهان داشته ام. آنچه نخواسته ام کرده ام. آنچه نبوده ام وانمود کرده ام. آنچه به آن نمی اندیشیدم بر زبان آورده ام. درونم را مخفی کردم و ظاهرم را آراسته. به اطرافیان نگریستم و انچنان که آنان خواستند شدم. از ترس رسوا شدن همرنگ جماعت شدم.
اما ای مهربان ! ای رحیم! تو می دانی. تو باخبری. تو از دلم آگاهی و ازخواسته ام باخبری. تو می دانی کیستم و چگونه ام . می دانی چه در نهان دارم و چه در اندیشه. می دانم که باخبری. می دانم که به آن چه در سینه دارم به پنهان و آشکارش آگاهی. می دانم که از قلبم باخبری که هیچ چیز در آسمان و زمین بر تو پوشیده نیست.
اگر گناه کردم و ظاهر آراستم ، اگر در دل ریا کردم و در ظاهر تواضع، همه را می دانی؟ از چه میگریزم؟
اینک با دلی رنجور به درگاهت آمده ام دستم را بگیر . می دانی که تو را می خواهم. می دانی که پناه گاهم تویی.
پس دستم بگیر و یاریم کن.
![]()
بعد از مدتی تلاش رادیو نما ۸۶ راه اندازی شد. امیدوارم خوشتان بیاید.
![]()
در حسرت تیمارت هستم. که دستی شود بر سرم و چشمی که گرمای محبتی در دلم بکارد و در حسرت شکستنم. شکستن بغضی که این گونه سنگینی می کند.
می گویند همسایه ای، نزدیکی. آنقدر نزدیک که هیچ گاه سایه ات از سرم جدا نمی شود. می گویند که عاشقی و شیدا ، و عاشق و شیدا می خواهی و خاک آنقدر با زلال لطف ارزش می دهی که همرازت شود. می گویند مهربانی، آنقدر که مهربانی مادر ، درپیش مهر تو هیچ است بلکه کمتر از هیچ و من در حسرتم. در حسرت یک جام ، راز و نیاز و یک کام سیر اشک.
ای نزدیکترین همسایه! در حسرت آنم که خود را در اقیانوس بی کران آغوشت رها کنم. در حسرتم، عاشق، که واژه عشق را بفهمم و شیدایی را به پرواز در آریم. اما چه کنم که نمی توانم...
ای نزدیکترین همسایه...
![]()
یا فاطمه الزهرا ...
![]()
با سلام به شما دوستان عزیز. با عرض شرمندگی توی این مدت سرگرم کار بودم و وقت نمی کردم که وبلاگمو آپ کنم . این بار با یک شعر از آقای علیرضا قزوه که در کتاب بررسی شعر دفاع مقدس تالیف آقای علی مکارمی نیا چاپ شده وبلاگمو آپ می کنم . امبدوارم خوشتان بیاید.
راستی پیشاپیش روز آزاد سازی خرمشهر مبارک
آن روز ها که فیلم یاد هندوستان نکرده بود
شعرهایم را در کوزه می گذاشتم
و آبش را با اجازه می خوردم
و امروز می خواهم شاعری باشم
با شمشیر وجدان در دست
و واژه هایم را به مواخذه بگیرم...
ما با یک سماور برقی متمدن شدیم
و یا گرفتیم بگوییم:
- مرسی، عالیجناب!
و امسال سال قحطی عاطفه بود
سالی که آخرین بازمانده های انوری
دیوانشان را چاپ کردند
و رفوزه های هنری
با تک ماده دیپلم افتخار فبول شدند
و هیچ کس به ریش داران بی ریشه نگفت
بالای چشمتان ابروست
جنگ که تمام شد
عمو جان فرانک هم از فرانسه برگشت
هنرمندان برای گاو مش حسن رمان نوشتند
و برای یه قل دو قل
آخرین فیلمشان را ساختند
و هنرمندان دلسوز
در فضای ملکوتی چوب گردو
به مصاحبه نشستند
و باز همان آش و همان کاسه...
بیا بی خیال باشیم
در روزگار چرخش های صدو هشتاد درچه
در روزگار جوک و غیبت
یادش بخیر
تلخ و شیرین
داریوش و گوگوش
نعمت نفتی
گل گفتی ...
این همه خون، حجامت ملت بود
تا حاج آقا همچنان چلوکباب سلطانی کوفت کند
تا قلیان بکشد
به تسبیح شاه مقصودش بنازد
و با تلفن زیمنس معامله کند
و گاه هوس تمذن به سرش می زند
به فرنگ برود
و از شب نشینی هایش فیلم ویذدیویی بگیرد
تا اگر نانش آجر شد
آجر را گرانتر از نان بفروشد!...
راستی چرا بعضی
از سادگی انقلاب سو استفاده می کنند؟
دانشگاه به کلله و دمنه معتاد است.
معلمها به رونویسی از تکلیف کبری اکتفا کرده اند.
و هنرمندان مرتب برای هم
جادو و جنبل می کنند...
بگذار صغری سر بچه هایش را
با سیراب و شیردان گرم کند
زینب همچنان پیه آب کند،
مادر سه شهید دق کند
امام خون دل بخورد
حلیمه به خاک سیاه بنشیند
و حاجی آق صیغیه ی چهاردههمش را بخواند
![]()
منتظر نظر های شما در مورد این شعر هستم

تاریخچه (Valentine) چند سالي ست حوالي۲۵ بهمن ماه (۱۴ فوريه) كه مي شود هياهو و هيجان را در خيابان ها مي بينيم. مغازه هاي اجناس كادوئي لوكس و فانتزي غلغله مي شود. همه جا اسم Valentine به گوش مي خورد. از هر بچه مدرسه اي كه در مورد والنتاين سوال كني مي داند كه "در قرن سوم ميلادي كه مطابق مي شود با اوايل امپراطوري ساساني در ايران، در روم باستان فرمانروايي بوده است بنام كلوديوس دوم. كلوديوس عقايد عجيبي داشته است از جمله اينكه سربازي خوب خواهد جنگيد كه مجرد باشد. از اين رو ازدواج را براي سربازان امپراطوري روم قدغن مي كند.كلوديوس به قدري بي رحم وفرمانش به اندازه اي قاطع بود كه هيچ كس جرات كمك به ازدواج سربازان را نداشت.اما كشيشي به نام والنتيوس(والنتاين)،مخفيانه عقد سربازان رومي را با دختران محبوبشان جاري مي كرد...
روز ۲۹ بهمن روز سپندار مذگان روز عشق بر همه دوستان شاد باد
ادامه مطلب...
نام فیلم: طلوع 
تهیه کننده:انجمن سینمای جوانان ایران دفتر اردبیل، میثم مکارمی ینا
نویسنده و کارگردان:میثم مکارمی ینا
تصویر بردار : عارف نامور
نور پرداز: بهمن طهماسبی پور
صدا بردار: یعقوب لطفی، قاسم شعاری
مدیر تولید: حمید عزیزی
طراح انیمیشن: نسیم مکارمی نیا
منشی صحنه: سارا دانشور
بازیگران: علی حقی، سمیه بدلی
خلاصه داستان: رضا طلبه ای جوان است که در یکی از حوزه های علمی در حال درس خواندن است. او برای پیدا کردن راز آفرینش و حقیقت تصمیم می گیرد چهل روز در طبیعت بگردد تا شاید ذره ای از راز را بیابد. در روز آخر و چهلمین روز ...
برای مشاهده پشت صحنه ی فیلم اینجا را کلیک کنید
![]()
ادامه مطلب...
زينب است و يک وسعت ، تاریخ حریّت و شجاعت، زینب است و یک آغوش معطر، عفاف و حیا. زینب است و یک دهان فریاد و خروش بر ضد ستم و افشاگری بر ضد سلطه فریب. مردانمان از او درس جوانمردی می آموزند. زنانمان در مکتب او الفبای دینداری و حق مداری را می آموزند. ای زینب! ای تندیس صبر و وفا ! حدیث وفا را از تو آموختیم که پروانه وار گرد شمع حسین (ع) می چرخیدی و خود را به آتش این عشق می زدی. ای زینب ! صبر را از تو آموختیم که از دریای خون گذشتی و شهادت ۷۲ ستاره را با چشم دیدی و بر پیکر خورشید و حنجر خونین بوسه زدی. ای زینب ! ای آئینه ی فاطمه نما...!
![]()
سالها پیش در این حوالی، رودخانه ای می گذشت. رودخانه ای که وقتی فضای زیبای باغ را، سکوت می گرفت، صدای امواج رودخانه، سکوت باغ را می شکست. اما افسوس مدتی است که دیگر، رودخانه ای جاری نیست و همه جا را سکوتی مرگبار فرا گرفته. سکوتی که از این باغ زیبا و چشم نواز، افقی دهشتناک ساخته. سکوتی پر از سیاهی و رخوت. و این دود سیاه و افق تیر، شوره زار مردان کوفه است. که صف در صف در مقابل فرزندان کوثٍر ایستاده اند. اینان که بوی یاس در مشامشان پیچیده، با فرزندان یاس چه می کنند.
انجمن سینمای جوانان ایران دفتر اردبیل
کارگاه فیلمنامه نویسی انجمن سینمای جوانان ایران دفتر اردبیل
شبها که آسمان را نگاه می کنم ، چشمم را مراقبم که پلک بر پلک نگذارد تا از درخشندگی جمال ستارگان محروم نشوم. در میان شب ها، شب هایی هستند که سیاهی آسمان بالای سرم را ستارگان زیادی پُر کرده اند. با خودم می گویم، این شب برای سحر شدن بسیار عجله دارد. چرا که آسمان با ستارگانی که به دامن خویش آویخته گویی به استقبال سحر می رود. اما امشب این نور از سمت دیگری می آید.
سایت رسمی انجمن سینمای جوانان ایران درفتر اردبیل راه اندازی شد.
سایت رسمی کارگاه فیلنامه نویسی انجمن سینمای جوانان ایران دفتر اردبیل راه اندازی شد.
وقتی با کسی که دوستش داری و دل در گرو مهرش نهاده ای پیمان می بندی، گویی تمام وجودت با آن پیمان قفل می خورد. انگار که آن پیمان، حد زنده بودن توست. این پیمان که با محبوب بسته ای قاب بلوری می شود به دور زندگیت که اگر بشکنی اش، گویی زندگی خود را به بازی گرفته ای. تا پای جان با تمام توان بر سر پیمانت هستی و هرگز آن را از خاطر نمی بری و چه پیمانی زیباتر، محکمتر و واقعی تر از پیمان انسان با محبوبش.
![]()
سایت رسمی انجمن سینمای جوانان ایران درفتر اردبیل راه اندازی شد.
سایت رسمی کارگاه فیلنامه نویسی انجمن سینمای جوانان ایران دفتر اردبیل راه اندازی شد.
... و ناگهان
قیصر امین پور
به تاریخ پیوست.
به یادش...
سه شنبه
چرا تلخ و بی حصله؟
سه شنبه
چرا این همه فاصله
سه نشبه
چه سنگین! چه سرخت، فرسخ به فرسخ
سه شنبه
خدا کوه را آفرید!
صلوات بر روح بلندش
![]()
سایت رسمی انجمن سینمای جوانان ایران درفتر اردبیل راه اندازی شد.
سایت رسمی کارگاه فیلنامه نویسی انجمن سینمای جوانان ایران دفتر اردبیل راه اندازی شد.
ای واژه آسمانی! هر شب با نام بلندت به معراج می روم و در ستاره باران اشک، یاد تو را در دلم می نشانم. ای بهار! سرمای رخوت بار زمستان هجران، استخوان های انتظارم را می آزارد. مرا بیش از این چشم انتظار رویش های سبز مگردان. بیا و گل حضورت را در باغ های دلم شکوفا کن. بیا که غنچه ها در اندوه تو جامه می درند. بیش از این درختان را برهنه مپسند. بیا و پیراهنی از شکوفه بر تن باغ کن.
ای بیکران نجابت
![]()
سایت رسمی انجمن سینمای جوانان ایران درفتر اردبیل راه اندازی شد.
سایت رسمی کارگاه فیلنامه نویسی انجمن سینمای جوانان ایران دفتر اردبیل راه اندازی شد.




