تبليغاتX
نما
***نیایش پیوند شاعرانه با هستی است. ربطی به مذهب خاص تو ندارد.***
کتاب الفبای تدوین شامل سرفصل های ، واژگان و معانی ، نماها ، تدوین ، برش ، میکس یا همگدازی ، فید یا محوتدریجی ، انواع پنجگانه تدوین ، قواعد عمومی ، قواعد کاری می باشد.



نام کتاب : الفبای تدوین


نویسنده : روی تامپسون


مترجم : محمد گذرآبادی


 


عنوان : آنچه خوانده ام .


کتاب الفبای تدوین شامل سرفصل های ، واژگان و معانی ، نماها ، تدوین ، برش ، میکس یا همگدازی ، فید یا محوتدریجی ، انواع پنجگانه تدوین ، قواعد عمومی ، قواعد کاری می باشد و بطور اجمال در این مورد توضیح داده شده است که دراینجا به تعریف ساده تدوین و عناصر آن می پردازیم.


تدوین :


بطور ساده تدوین نوعی انتقال است میان دو نما ، این کار به یکی ازسه شگل 1- برش یا کات 2- میکس یا همگدازی 3- فید یا محوتدریجی انجام می شود.


عناصر تدوین :


هر تدوینی از تعدادی از عناصر تشگیل می شود . چگونگی تدوین به تعداد عناصر مورد استفاده و نحوه ی استفاده از آنها بستگی دارد. اینکه این عناصرتا چه حد درست یا نادرست به کار رفته اند و این که چقدر توی چشم می زنند یا نامشهودند. این عناصر عبارتند از :


1-     انگیزه 2- اطلاعات 3- ترکیب بندی 4- صدا 5- زاویه دوربین 6- تداوم .


هدف :


      هدف این کتاب آموزش تدوین ، خواه فیلم یا ویدیو در وهله اول برای مبتدیان و نوآموزان تدوین می باشد. نویسنده با ایجاد پرسشی ، مبنی براینکه بین دو نما تدوین خوبی انجام شود چه چیزهایی را باید یاد بگیرد ، محتویات این کتاب را پاسخی به پرسش خود می داند . در حین مطالعه کتاب متوجه خواهیم شد که به تدوینگران سفارش می شود که از برش کردن از چنین نمایی به چنان نما بایست پرهیز کرد چون به کار تدوینگر لطمه می زند با توجه به تذکر نویسنده پی می بریم که باید نمای خوبی داشته باشیم تا تدوینگر بتواند برش مطلوبی بدست آورد، بنابراین اگر راش خوبی نداشته باشیم کاری از دست تدوینگر هم نخواهد آمد لذا به همین منظورپیشنهاد میشود کسانی که در رشته فیلمسازی ( کارگردانی ) فعالیت دارند این کتاب را مورد مطالعه قراردهند تا با آموختن از محتویات کتاب نماهای مورد دلخواه را به دست تدوینگران برسانند. علی الحال مطا لعه این کتاب برای مبتدیان و حتی حرفه ایها مطلوب بنظر میرسد.


نوشته شده در تاريخ یکشنبه یکم آذر 1388 توسط میثم مکارمی







نوشته شده در تاريخ سه شنبه هفتم مهر 1388 توسط میثم مکارمی

14 تیر  روزی که هیچ وقت فراموش  نمی کنم.

بعدا می گم چی شده...!


راستی روز پدر مبارک

بابا به قدر تمام کائنات دوست دارم


نوشته شده در تاريخ دوشنبه پانزدهم تیر 1388 توسط میثم مکارمی

وقتی اولین فیلم کوتاهم را ساختم؛ هیچ اطلاعی درباره ساز و کار جشنواره‌ها نداشتم. آن فیلم فقط در یک جشنواره داخلی شرکت کرد و دلیلش این بود که تهیه‌کننده فیلم، عضو هیات انتخاب بود! بعد از آن همیشه فکر می‌کردم باید جزوه‌ای، مطلبی یا کتابی باشد که درباره نحوه شرکت در جشنواره‌ها توضیحات ابتدایی داده باشد. اما از آن جایی که چنین چیزی نیافتم؛ تصمیم گرفتم حالا که نسبت به شرکت در جشنواره‌ها آگاهی پیدا کردم، همان مطالبی را که زمانی محتاجش بودم مکتوب کنم.

اگر شما هم مثل چند سال پیش من فیلمی ساخته‌اید اما نمی‌دانید چطور باید آن را در جشنواره‌ها شرکت دهید؛ توصیه می‌کنم این راهنمای ساده را بخوانید. مرحله اول از شرکت دادن فیلم در جشنواره‌ها مطلع شدن از اسامی جشنواره‌های پیش رو و مهلت ارسال آثار به آنهاست. برای این منظور سایت‌هایی وجود دارد. برای مطلع شدن از فراخوان جشنواره‌های داخلی و خارجی به زبان فارسی سایت www.shortfilmnews.com منبع خوبی است. هر چند روز یکبار سری به این سایت بزنید و اگر فراخوان جدیدی اعلام شده بود آن‌را از دست ندهید. یا فراخوان و قوانین جشنواره را در خود سایت خواهید دید و یا لینک سایت رسمی جشنواره را می‌بینید و از آنجا فرم ورودی و قوانین را دریافت می‌کنید.
دانستن زبان انگلیسی عاملی تعیین‌کننده برای پیدا کردن جشنواره‌ها و شرکت در آنها است. برخی سایت‌ها مانند http://www.britfilms.com/festivals تقریبا همه جشنواره‌ها را بر اساس حروف الفبای انگلیسی طبقه‌بندی کرده‌اند. این گونه لیست‌ها یک ضعف دارند، و آن این است که باید همه‌شان را بخوانید و شخصا به طبقه‌بندی‌شان بپردازید و تاریخ‌های جشنواره‌های پیش رو را یادداشت کنید.



ادامه مطلب...

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه چهارم تیر 1388 توسط میثم مکارمی

سلامت را نمي‌خواهند پاسخ گفت،

سرها در گريبان است.

كسي سر برنيارد كرد پاسخ گفتن و ديدار ياران را.

نگه جز پيش پا را ديد،‌ نتواند،

كه ره تاريك و لغزان است.

و گر دست محبت سوي كس يازي،

به اكراه آورد دست از بغل بيرون،

كه سرما سخت سوزان است.

نفس كز گرمگاه سينه مي‌آيد برون، ابري شود تاريك.

چو ديوار ايستد در پيش چشمانت.

نفس كاين است، پس ديگر چه داري چشم،

ز چشم دوستان دور يا نزديك؟

مسيحاي جوانمرد من! اي ترساي پير پيرهن چركين!

هوا بس ناجوانمردانه سرد است… آي …

دمت گرم و سرت خوش باد!

سلامم را تو پاسخگوي. در بگشاي!

منم من! ميهمان هر شبت. لولي‌وش مغموم.

منم من، سنگ تيپا خورده رنجور.

منم، دشنام پست آفرينش، نغمهء ناجور

نه از رومم، نه از زنگم. همان بيرنگ بيرنگم.

بيا بگشاي در، بگشاي، دلتنگم.

حريفا! ميزبانا! ميهمان سال و ماهت پشت در چون موج مي‌لرزد.

تگرگي نيست، مرگي نيست.

صدائي گر شنيدي، صحبت سرما و دندان است.

من امشب آمدستم وام بگذارم.

حسابت را كنار جام بگذارم.

چه مي‌گويي كه بيگه شد، سحر شد، بامداد آمد؟

فريبت مي‌دهد، بر آسمان اين سرخي بعد از سحرگه نيست.

حريفا! گوش سرما برده است اين، يادگار سيلي سرد زمستان است.

و قنديل سپهر تنگ ميدان، مرده يا زنده،

به تابوت ستبر ظلمت نه توي مرگ اندود پنهانست.

حريفا! رو چراغ باده را بفروز، شب با روز يكسان است.

سلامت را نمي‌خواهند پاسخ گفت.

هوا دلگير، درها بسته، سرها در گريبان، دستها پنهان.

نفس‌ها ابر، دلها خسته و غمگين،

درختان اسكلتهاي بلور آجين،

زمين دلمرده، سقف آسمان كوتاه،

غبار آلود مهر و ماه،

زمستان است.


نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و پنجم خرداد 1388 توسط میثم مکارمی
.... نمی دونم باید چی بگم

خدایا خودت شاهد باش.

 


نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و سوم خرداد 1388 توسط میثم مکارمی



بدرقه احمدی نژاد در مسجد دانشگاه صنعتی شریف احمدی پس از سخنرانی سرتاسر دروغ خود در مقابل مسجد دانشگاه و ادای نماز در مسجد دانشگاه در حیاط مسجد مورد استقبال دانشجویان واقعی دانشگاه قرار گرفت.


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و یکم خرداد 1388 توسط میثم مکارمی

خبرهایی که از دومین فیلم مستند مهندس میرحسین موسوی می رسد ، حاکی از فیلم متفاوتی است که بسیار تاثیر گذار خواهد بود و به قولی گل دقیقه 90 میرحسین موسوی را وارد دروازه حریف خواهد کرد.

به گزارش سرو،کارگردان فیلم ، احمدرضا درویش است که در ساخت فیلم های تبلیغاتی ریاست جمهوری سابقه ای خوب دارد و حضور او در ارائه فیلم های سید محمد خاتمی در دوم خرداد بخشی از سابقه اوست . این فیلمساز که در سال های اخیر با ساخت دوئل با شکوه ترین فیلم دفاع مقدس را عرضه کند ، اکنون مشغول ساخت فیلمی است درباره واقعه کربلا . برای درویش اما سرنوشت کشور آن قدر اهمیت داشته که مدتی کارش را کمرنگ کند تا به ساختن فیلمی درباره میرحسین موسوی بپردازد.

یک مقام آگاه در ستاد تبلیغاتی میرحسین موسوی می گوید که این فیلم از فیلم مستند اول کاملا متفاوت است و پیش بینی مان این است که بسیار تایثرگذار تر خواهد بود. این در حالی است که در میان فیلم های مستند به نمایش در آمده ، فیلم مجید مجیدی را می توان بهترین فیلم مستند نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری ارزیابی کرد ، زیرا این تنها فیلمی بود که نامزد انتخابات از خود تعریف نمی کرد و روحیه میرحسین موسوی به خوبی در آن نمود پیدا کرده بود.

طبق برخی اخبار در این فیلم حضور سید محمدخاتمی و زهرا رهنورد بیش تر خواهد بود ، اما این بدان معنا نیست که طیف مخاطب فیلم تغییر کند . فیلم برای مخاطب عام ساحته شده است و مدیران مربوطه در ستاد انتخاباتی میرحسین اطمینان دارند، این فیلم گل دقیقه 90 را وارد دروزاه حریف می کند و برنامه تلویزیونی مهندس موسوی در روز نوزدهم خرداد بازی را تمام خواهد کرد.

احمدرضا درویش ترجیح می دهد درباره فیلم هیچ چیزی نگوید و حتی به ما توصیه می کند که هیچ اطلاعاتی درباره فیلم منتشر نشود . او پاسخ ما و همه بینندگان را به شب 18 خرداد موکول می کند تا فیلم جوابمان را بدهد.


نوشته شده در تاريخ یکشنبه هفدهم خرداد 1388 توسط میثم مکارمی

من به میر حسین موسی رای خواهم داد.

شما چه طور؟


نوشته شده در تاريخ یکشنبه هفدهم خرداد 1388 توسط میثم مکارمی
"دیدار کمیته های ستاد میرحسین با مراجع معظم تقلید"

آیت الله موسوی اردبیلی:

 نمی شود به یک آدم خطا کار رای دهیم به این امید که درست کار شود.


نوشته شده در تاريخ شنبه نوزدهم اردیبهشت 1388 توسط میثم مکارمی


نوشته شده در تاريخ دوشنبه سی و یکم فروردین 1388 توسط میثم مکارمی


نوشته شده در تاريخ شنبه یکم فروردین 1388 توسط میثم مکارمی



نوشته شده در تاريخ شنبه پنجم بهمن 1387 توسط میثم مکارمی


نوشته شده در تاريخ شنبه هفتم دی 1387 توسط میثم مکارمی
هر روز به اینترنت میایم تا آف ها و پيام هايي رو که دوستامون فرستادن مي خونيم ... اما تا حالا چند بار "قرآن" رو باز کرديم تا پيام هايي رو که خداوند فرستاده بخونيم؟
 

نوشته شده در تاريخ شنبه شانزدهم آذر 1387 توسط میثم مکارمی
سلام
تقریبا یک ماه پیش طرحی که به سازمان نهضت سواد آموزی داده بودم قبول شده بود و با این که دودل بودم که کار کنم یا نه! اما با پیشنهاد دوستان و کمک استاد عزیزم تصمیم به ساخت گرفتم. اولین کسی که ازش درخواست کمک کردم و بی دریغ به کمکم اومد بهمن بود. مراحل تحقیق فیلم نامه رو من تموم کردم و با بهمن نشستیم و شروع به نوشتن فیلم نامه کردیم. در مراحل فیلمنامه به جاهای بن بست بر می خوردیم که دومین نفر استاد عزیزم آقای صابر محمدی به کمکان آمد. و نوشتن فیلم نامه و دکوپاز فیلم نامه تموم شد. سومین نفر رضا عیسی پور بود که به عنوان دستیار کارگردان و برنامه ریز وارد گروه شد. با چند روز به دنبال بازیگر خاص بودیم که حدودا 60 ساله باشه. خانم قربانی بهترین انتخاب ما برای بازیگری بود. کم کم عوامل گروه تکمیل شدند. و در روز دوشنبه 8 آبان فیلم کلید خورد. کل تصویر برداری دو روز طول کشید که روز اول صحنه های آسایشگاه معلولین و داخلی های خانه زمان حال و فلاش بک که به دلیل بازی نکردن بازیگر کودک و از دست دادن نور به روز بعد افتاد و روز دوم صحنه های اتوبوس ، آمفی تاتر، داخلی فلاش بک و جاده رو گرفتیم. یک هفته طول کشید تا مراحل تدوین و صداگذاری فیلم تمام شود. مدت فیلم 9 دقیقه است و ساختار فلیم مستند داستانی می باشد.

من قسمتی از زندگی کودکیم را در اصفهان گذاشته ام.خانم حمیدی همسایه ما بودند. همسر خانم حمیدی تو یکی از عملیات های سال 60 شهید شدند. ایشون بعد از شهادت همسرش شروع به ادامه تحصیل می دهد. تا اون موقع فقط دو کلاس سواد داشت. با همتی که داشت کارشناسی پرستاری از دانشگاه تبریز رو گرفتن و در یکی از آسایشگاه های معلولین اصفهان مشغول به کار بود. که سال پیش 86 بازنشسته شده اند.
در طول انتخاب بازیگر چند بار از خانم حمیدی در خوسات کردیم که اجازه دهند از خود ایشان برای تصویر برداری استفاده کنیم که نشد و ما مجبور شدیم به جای ایشان بازیرگری انتخاب کنیم.

میثم مکارمی نیا ---------------------------------------------- محقق، نویسنده،تدوین، کارگردان
بهمن طهماسبی پور--------------------------------------------- نویسنده، تصویر بردار، صداگذار

رضا عیسی پور کلخوران--------------------------------- دستیار کارگردان، طراح صحنه، برنامه ریز
توران قربانی صادق -------------------------------------------------------------------- بازیگر
مجتبی کشی زاده ----------------------------------------------------------------- مدیر تولید
یعقوب لطفی ---------------------------------------------------------------------- مدیر تولید
علی اصغر سرباز ----------------------------------------------------------------------- تدوین
سیما حیدروند ------------------------------------------------------------- دستیار تصویربردار
شهره احدی --------------------------------------------------------------- منشی صحنه، گریم
وحید نامور ------------------------------------------------------------------------- صدابردار
زینب قربانی فریاد --------------------------------------------------------------- اجرای صحنه
مهری طاهرزاده ----------------------------------------------------------------- اجرای صحنه
جواد محبی --------------------------------------------------- عکاس و تصویر بردار پشت صحنه
آرمین بیدقی ------------------------------------------------------------------ امور هماهنگی
رشید اسفندیاری ------------------------------------------------------------- امور حمل و نقل

تصاویر پشت صحنه



بهمن طهماسبی پور
محل تصویر برداری:آسایشگاه معلولین


(از راست به چپ)
جواد محبی،بهمن طهماسبی پور، یعقوب لطفی
محل لتصویر برداری: خانه قدیمی خانم حمیدی


خودم، بهمن طهماسبی پور
محل تصویر برداری:آسایشگاه معلولین


به نظرم سخترین کار فیلم جایی بود که باید کنار اونا بودم. حالم بد جوری گرفت.


(از راست به چپ)
خانم قربانی،خودم،رضا عیسی پور
محل تصویر برداری: خانه قدیمی خانم حمیدی



بهمن طهماسبی پور،خودم،رضا عیسی پور
محل تصویر برداری: اتوبوس



وحید نامور،بهمن طهماسبی پور، خودم، خانم حیدروند،جواد محبی،رضا عیسی پور
محل تصویر برداری:مجتمع تفریحی شورابیل


محل تصویر برداری:مجتمع تفریحی شورابیل


یکی از پلان های فیلم
محل تصویر برداری:مجتمع تفریحی شورابیل


(از راست به چپ)
جواد محبی، بهمن طهماسبی پور، خودم، خانم موسوی (یکی از مسافران اتویوس) وحید نامور
محل تصویر برداری:مجتمع تفریحی شورابیل


رضا عیسی پور و خودم
محل تصویر برداری:مجتمع تفریحی شورابیل


خودم، امیر رضا (بازیگری که جلوی دوربین نرفت)، خانم حیدروند(در حال مذاکره با بازیگر که نشد....)
محل تصویر برداری: خانه قدیمی خانم حمیدی


خانم قربانی، جواد پارسایی
یکی از پلان های فیلم
محل تصویر برداری: خانه قدیمی خانم حمیدی


(از راست به چپ)
رضا عیسی پور، بهمن طهماسبی پور، خانم موسوی، وحید نامور، خودم
محل تصویر برداری:مجتمع تفریحی شورابیل


یکی از پلان های فیلم
محل تصویر برداری:مجتمع تفریحی شورابیل



(از راست به چپ)
خانم قربانی، خودم رضا عیسی پور، وحید نامور
محل تصویر برداری:مجتمع تفریحی شورابیل


وحید نامور،رضا عیسی پور، جواد محبی، رشید اسفندیاری، خودم، خانم قربانی، خانم احدی، خانم حیدروند، خانم موسوی، بهمن طهماسبی،یعقوب لطفی
این عکس به خاطره پیوست

نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و ششم آبان 1387 توسط میثم مکارمی

باید رفت
          اینجا آرامگاه مسافران عشق نخواهد بود
                                و
         شما خاک خویش را به جای دیگر بنا کرده اید.


نوشته شده در تاريخ سه شنبه چهاردهم آبان 1387 توسط میثم مکارمی

سالهاست که درونم را از همه پنهان داشته ام. آنچه نخواسته ام کرده ام. آنچه نبوده ام وانمود کرده ام. آنچه به آن نمی اندیشیدم بر زبان آورده ام. درونم را مخفی کردم و ظاهرم را آراسته. به اطرافیان نگریستم و انچنان که آنان خواستند شدم. از ترس رسوا شدن همرنگ جماعت شدم.

اما ای مهربان ! ای رحیم! تو می دانی. تو باخبری. تو از دلم آگاهی و ازخواسته ام باخبری. تو می دانی کیستم و چگونه ام . می دانی چه در نهان دارم و چه در اندیشه. می دانم که باخبری. می دانم که به آن چه در سینه دارم به پنهان و آشکارش آگاهی. می دانم که از قلبم باخبری که هیچ چیز در آسمان و زمین بر تو پوشیده نیست.

اگر گناه کردم و ظاهر آراستم ، اگر در دل ریا کردم و در ظاهر تواضع، همه را می دانی؟ از چه میگریزم؟

اینک با دلی رنجور به درگاهت آمده ام دستم را بگیر . می دانی که تو را می خواهم. می دانی که پناه گاهم تویی.

پس دستم بگیر و یاریم کن.


نوشته شده در تاريخ سه شنبه پنجم شهریور 1387 توسط میثم مکارمی
با سلام به دوستان گرامی

بعد از مدتی تلاش رادیو نما ۸۶ راه اندازی شد. امیدوارم خوشتان بیاید.


نوشته شده در تاريخ جمعه هجدهم مرداد 1387 توسط میثم مکارمی

در حسرت تیمارت هستم. که دستی شود بر سرم و چشمی که گرمای محبتی در دلم بکارد و در حسرت شکستنم. شکستن بغضی که این گونه سنگینی می کند.

می گویند همسایه ای، نزدیکی. آنقدر نزدیک که هیچ گاه سایه ات از سرم جدا نمی شود. می گویند که عاشقی و شیدا ، و عاشق و شیدا می خواهی و خاک آنقدر با زلال لطف ارزش می دهی که همرازت شود. می گویند مهربانی، آنقدر که مهربانی مادر ، درپیش مهر تو هیچ است بلکه کمتر از هیچ و من در حسرتم. در حسرت یک جام ، راز و نیاز و یک کام سیر اشک.

ای نزدیکترین همسایه! در حسرت آنم که خود را در اقیانوس بی کران آغوشت رها کنم. در حسرتم، عاشق، که واژه عشق را بفهمم و شیدایی را به پرواز در آریم. اما چه کنم که نمی توانم...

ای نزدیکترین همسایه...


نوشته شده در تاريخ شنبه یکم تیر 1387 توسط میثم مکارمی
امروز می خواستم در مورد فاطمه بنویسم اما هر چه سعی کردم نتونستم و فقط این جمله رو تونستم بنویسم:

یا فاطمه الزهرا ...


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه شانزدهم خرداد 1387 توسط میثم مکارمی

با سلام به شما دوستان عزیز. با عرض شرمندگی توی این مدت سرگرم کار بودم و وقت نمی کردم که وبلاگمو آپ کنم . این بار با  یک شعر از آقای علیرضا قزوه که در کتاب بررسی شعر دفاع مقدس تالیف آقای علی مکارمی نیا چاپ شده وبلاگمو آپ می کنم . امبدوارم خوشتان بیاید.

راستی پیشاپیش روز آزاد سازی خرمشهر مبارک

آن روز ها که فیلم یاد هندوستان نکرده بود

شعرهایم را در کوزه می گذاشتم

و آبش را با اجازه می خوردم

و امروز می خواهم شاعری باشم

با شمشیر وجدان در دست

و واژه هایم را به مواخذه بگیرم...

ما با یک سماور برقی متمدن شدیم

و یا گرفتیم بگوییم:

- مرسی، عالیجناب!

و امسال سال قحطی عاطفه بود

سالی که آخرین بازمانده های انوری

دیوانشان را چاپ کردند

و رفوزه های هنری

با تک ماده دیپلم افتخار فبول شدند

و هیچ کس به ریش داران بی ریشه نگفت

بالای چشمتان ابروست

جنگ که تمام شد

عمو جان فرانک هم از فرانسه برگشت

هنرمندان برای گاو مش حسن رمان نوشتند

و برای یه قل دو قل

آخرین فیلمشان را ساختند

و هنرمندان دلسوز

در فضای ملکوتی چوب گردو

به مصاحبه نشستند

و باز همان آش و همان کاسه...

بیا بی خیال باشیم

در روزگار چرخش های صدو هشتاد درچه

در روزگار جوک و غیبت

یادش بخیر

تلخ و شیرین

داریوش و گوگوش

نعمت نفتی

گل گفتی ...

این همه خون، حجامت ملت بود

تا حاج آقا همچنان چلوکباب سلطانی کوفت کند

تا قلیان بکشد

به تسبیح شاه مقصودش بنازد

و با تلفن زیمنس معامله کند

و گاه هوس تمذن به سرش می زند

به فرنگ برود

و از شب نشینی هایش فیلم ویذدیویی بگیرد

تا اگر نانش آجر شد

آجر را گرانتر از نان بفروشد!...

راستی چرا بعضی

از سادگی انقلاب سو استفاده می کنند؟

دانشگاه به کلله و دمنه معتاد است.

معلمها به رونویسی از تکلیف کبری اکتفا کرده اند.

و هنرمندان مرتب برای هم

جادو و جنبل می کنند...

بگذار صغری سر بچه هایش را

با سیراب و شیردان گرم کند

زینب همچنان پیه آب کند،

مادر سه شهید دق کند

امام خون دل بخورد

حلیمه به خاک سیاه بنشیند

و حاجی آق صیغیه ی چهاردههمش را بخواند

منتظر نظر های شما در مورد این شعر هستم


نوشته شده در تاريخ دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387 توسط میثم مکارمی

تاریخچه (Valentine) چند سالي ست حوالي۲۵ بهمن ماه (۱۴ فوريه) كه مي شود هياهو و هيجان را در خيابان ها مي بينيم. مغازه هاي اجناس كادوئي لوكس و فانتزي غلغله مي شود. همه جا اسم Valentine به گوش مي خورد. از هر بچه مدرسه اي كه در مورد والنتاين سوال كني مي داند كه "در قرن سوم ميلادي كه مطابق مي شود با اوايل امپراطوري ساساني در ايران، در روم باستان فرمانروايي بوده است بنام كلوديوس دوم. كلوديوس عقايد عجيبي داشته است از جمله اينكه سربازي خوب خواهد جنگيد كه مجرد باشد. از اين رو ازدواج را براي سربازان امپراطوري روم قدغن مي كند.كلوديوس به قدري بي رحم وفرمانش به اندازه اي قاطع بود كه هيچ كس جرات كمك به ازدواج سربازان را نداشت.اما كشيشي به نام والنتيوس(والنتاين)،مخفيانه عقد سربازان رومي را با دختران محبوبشان جاري مي كرد...

 روز ۲۹ بهمن روز سپندار مذگان روز عشق بر همه دوستان شاد باد



ادامه مطلب...

نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و سوم بهمن 1386 توسط میثم مکارمی

نام فیلم: طلوع

تهیه کننده:انجمن سینمای جوانان ایران دفتر اردبیل، میثم مکارمی ینا

نویسنده و کارگردان:میثم مکارمی ینا

تصویر بردار : عارف نامور

نور پرداز: بهمن طهماسبی پور

صدا بردار: یعقوب لطفی، قاسم شعاری

مدیر تولید: حمید عزیزی

طراح انیمیشن: نسیم مکارمی نیا

منشی صحنه: سارا دانشور

بازیگران: علی حقی، سمیه بدلی

خلاصه داستان: رضا طلبه ای جوان است که در یکی از حوزه های علمی در حال درس خواندن است. او برای پیدا کردن راز آفرینش و حقیقت تصمیم می گیرد چهل روز در طبیعت بگردد تا شاید ذره ای از راز را بیابد. در روز آخر و چهلمین روز ...

برای مشاهده پشت صحنه ی فیلم اینجا را کلیک کنید 

لطفا در نظر سنجی وبلاگ شرکت نمایید



ادامه مطلب...

نوشته شده در تاريخ یکشنبه سی ام دی 1386 توسط میثم مکارمی

زينب است و يک وسعت ، تاریخ حریّت و شجاعت، زینب است و یک آغوش معطر، عفاف و حیا. زینب است و یک دهان فریاد و خروش بر ضد ستم و افشاگری بر ضد سلطه فریب. مردانمان از او درس جوانمردی می آموزند. زنانمان در مکتب او الفبای دینداری و حق مداری را می آموزند. ای زینب! ای تندیس صبر و وفا ! حدیث وفا را از تو آموختیم که پروانه وار گرد شمع حسین (ع) می چرخیدی و خود را به آتش این عشق می زدی. ای زینب ! صبر را از تو آموختیم که از دریای خون گذشتی و شهادت ۷۲ ستاره را با چشم دیدی و بر پیکر خورشید و حنجر خونین بوسه زدی. ای زینب ! ای آئینه ی فاطمه نما...!


نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و نهم دی 1386 توسط میثم مکارمی

سالها پیش در این حوالی، رودخانه ای می گذشت. رودخانه ای که وقتی فضای زیبای باغ را، سکوت می گرفت، صدای امواج رودخانه، سکوت باغ را می شکست. اما افسوس مدتی است که دیگر، رودخانه ای جاری نیست و همه جا را سکوتی مرگبار فرا گرفته. سکوتی که از این باغ زیبا و چشم نواز، افقی دهشتناک ساخته. سکوتی پر از سیاهی و رخوت. و این دود سیاه و افق تیر، شوره زار مردان کوفه است. که صف در صف در مقابل فرزندان کوثٍر ایستاده اند. اینان که بوی یاس در مشامشان پیچیده، با فرزندان یاس چه می کنند.

 

سایت شخصی

انجمن سینمای جوانان ایران دفتر اردبیل

کارگاه فیلمنامه نویسی انجمن سینمای جوانان ایران دفتر اردبیل


نوشته شده در تاريخ یکشنبه شانزدهم دی 1386 توسط میثم مکارمی

شبها که آسمان را نگاه می کنم ، چشمم را مراقبم که پلک بر پلک نگذارد تا از درخشندگی جمال ستارگان محروم نشوم. در میان شب ها، شب هایی هستند که سیاهی آسمان بالای سرم را ستارگان زیادی پُر کرده اند. با خودم می گویم، این شب برای سحر شدن بسیار عجله دارد. چرا که آسمان با ستارگانی که به دامن خویش آویخته گویی به استقبال سحر می رود. اما امشب این نور از سمت دیگری می آید.


سایت شخصی خودم

سایت رسمی انجمن سینمای جوانان ایران درفتر اردبیل راه اندازی شد.

سایت رسمی کارگاه فیلنامه نویسی انجمن سینمای جوانان ایران دفتر اردبیل راه اندازی شد. 


نوشته شده در تاريخ دوشنبه دوازدهم آذر 1386 توسط میثم مکارمی

وقتی با کسی که دوستش داری و دل در گرو مهرش نهاده ای پیمان می بندی، گویی تمام وجودت با آن پیمان قفل می خورد. انگار که آن پیمان، حد زنده بودن توست. این پیمان که با محبوب بسته ای قاب بلوری می شود به دور زندگیت که اگر بشکنی اش، گویی زندگی خود را به بازی گرفته ای. تا پای جان با تمام توان بر سر پیمانت هستی و هرگز آن را از خاطر نمی بری و چه پیمانی زیباتر، محکمتر و واقعی تر از پیمان انسان با محبوبش.

سایت شخصی خودم

سایت رسمی انجمن سینمای جوانان ایران درفتر اردبیل راه اندازی شد.

سایت رسمی کارگاه فیلنامه نویسی انجمن سینمای جوانان ایران دفتر اردبیل راه اندازی شد. 


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه یکم آذر 1386 توسط میثم مکارمی

... و ناگهان

قیصر امین پور

به تاریخ پیوست.


به یادش...

سه شنبه

چرا تلخ و بی حصله؟

سه شنبه

چرا این همه فاصله

سه نشبه

چه سنگین! چه سرخت، فرسخ به فرسخ

سه شنبه

خدا کوه را آفرید!

صلوات بر روح بلندش

سایت شخصی خودم

سایت رسمی انجمن سینمای جوانان ایران درفتر اردبیل راه اندازی شد.

سایت رسمی کارگاه فیلنامه نویسی انجمن سینمای جوانان ایران دفتر اردبیل راه اندازی شد. 


نوشته شده در تاريخ جمعه یازدهم آبان 1386 توسط میثم مکارمی

ای واژه آسمانی! هر شب با نام بلندت به معراج می روم و در ستاره باران اشک، یاد تو را در دلم می نشانم. ای بهار! سرمای رخوت بار زمستان هجران، استخوان های انتظارم را می آزارد. مرا بیش از این چشم انتظار رویش های سبز مگردان. بیا و گل حضورت را در باغ های دلم شکوفا کن. بیا که غنچه ها در اندوه تو جامه می درند. بیش از این درختان را برهنه مپسند. بیا و پیراهنی از شکوفه بر تن باغ کن.

ای بیکران نجابت

سایت شخصی خودم

سایت رسمی انجمن سینمای جوانان ایران درفتر اردبیل راه اندازی شد.

سایت رسمی کارگاه فیلنامه نویسی انجمن سینمای جوانان ایران دفتر اردبیل راه اندازی شد.


نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و نهم مهر 1386 توسط میثم مکارمی
درباره وبلاگ
خوش آمدید ...
لطفا در هنگام درج مطالب، امانت دار باشید.
ممنون
آرشيو مطالب
پيوندهاي روزانه
Join 4Shared Now! داور علائي
height=





Powered by WebGozar

*********



پاينده ايران

Blog Skin